سام سام ، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 2 روز سن داره

مویا

دوست دارم لحظات زیبای بزرگ شدن پسرم را ثبت کنم آن لحظه ها که یادش شادی به دلش می آورد

ایگل - 7 آذر92

بعد چند روز مریضی و درد واکسن مامی و باباشی و خاله ملی روز 5 شنبه هفته گذشته 5 آذر ماه 92 اومدن دنبال من و شما و ما رو بردن ایگل . هوای بد تهران و برای چند ساعت اونجا فراموش کردیم چون اینقدر این چند روز کثیف بود هوا که مدرسه ها هم تعطیل بود. اونجا روی برگ های پاییزی راه رفتی و بازی کردی گلم .    ...
9 آذر 1392

واکسن هجده ماهگی

گل مامان امروز رفتیم واکسن 18 ماهگیتو زدیم. من کلی از این واکسن برات می ترسیدم و همش خدا خدا می کردم که خیلی ناراحتی نکشی. قرار بود یکشنبه یعنی دور روز پیش این واکسن و بزنی اما چون صبحش بابایی کار داشت و منم می خواستم اگه خدایی نکرده درد و تبت زیاد بود مرخصی بگیرم  و چند روزی پیشت باشم .قرار شد که امروز برات واکسنتو بزنیم. عزیزمی که صبح قشنگ خوابیدی تا ساعت هشت و نیم صبح البته شما همیشه 7 بیداری ولی چون دیروز اصلا نخوابیدی دیشب زود خوابیدی و نصف شب حدود ساعت 3 بیدار شدی و یک ساعتی نخوابیدی و خلاصه که صبح هم دیر تر بلند شدی. بعد تا من گفتم بابایی سام و حموم می کنی دویدی به سمت حموم و باباتو صدا کردی البته که قبلش صبحانه خوردی و بهت استام...
5 آذر 1392

i love u

قربونت برم قشنگ مهربونم. امروز بهم گفتی i love you پشت تلفن وقتی به مامان ماندانا زنگ زده بودم تلفن رو گرفتی و گفتی مامان آیداوووو یعنی مامان ilove you. این خییییییلییی خوب بود عسسسلللل روز پنجشنبه 30 آبان ماه کلی با هم بازی کردیم و خوش گذروندیم و شبش هم امین کوچولو و ماان باباشاومدن مهمونی خونمون:) اون روز از صبح  کلی با هم بازی کردیم. برای 18 ماهگیت برات حیونای جنگل و مزرعه رو کادو گرفته بودم به اضافه یک بسته رنگ انگشتی که از موم ساخته شده بود  و با آب هم پاک می‌شد و بازی باهاش هیچ خطری برات نداشت. شما هم کلیی با این اسباب بازی‌های جدیدت بازی کردی کلییی هم از خودت اثر هنری به جا گذاشتی و خلاصه که دفت...
2 آذر 1392

هجده ماهگی مبارک گل پسرم

امروز روزی که هجده ماهه شدی یعنی دیگه یک سال و نیمت تموم شده :) خیلی خوشحالم و خیلی دوستت دارم. خداوند مهربون بهم 18 ماهه که یک فرشته آسمونی داده و من ازش خیلی ممنونم. عشق من امروز صبح کل پازل ماشیناتو خودت چیدی بدون کمک. توی ترافیک که می‌رسیم شروع می‌کنی به ماشینا می‌گی آقا بروووو  خیلی بامزه می‌گی آقااا . دیشب تا بهت گفتم با بابایی برو حموم دوییدی دم در حموم و بابا تو صدا کردی که برین حموم. هر وقت بابایی افتر شیو می‌زنه تندی می‌دویی و دستت و به صورتت می‌زنی یعنی برای منم بزن. یاد گرفتی بگی نه اگه چیزی به میلت نباشه سرتو به اشاره نه بالا می‌کنی و می‌گی نه نه . به مامان در امور آشپزی ...
29 آبان 1392

تاسوعا و عاشورای 92

امسال عاشورا رفته بودیم میدان چیذر پیش آقایون آل احمد و آقا عرفان و علی آقا اینا که شیر کاکائو و چاییی و حلوا نذری می‌دادن. داستان به این صورت بود که قرار شد ما و مامی اینا و خاله مرضی اینا توی میدون چیذر همدیگرو ببینیم اما خاله مرضی اینا دیر رسیدن و میدون چیذر هم بسته بودن. یک هوو هم یک بارون و تگرگ شدید اومد و ما هم رفتیم توی خیمه‌ای که آقا عرفن اینا برای نذریشون درست کرده بودن. آقا عرفان= پسر دختر خاله بابا یاسر. خلاصه که کلی اونجا به شما خوش می‌گذشت و خوشت اومده بود که همه مردم میان اونجا شیر کاکائو و چایی می‌گیرن و تا تموم می‌شد دستور می‌دادی که دوباره درست کنید مردم منتظرن و همه از دستت کلی خندیدن بعد مامی...
23 آبان 1392

ترانه‌های کودکی

گل پسر قشنگم گفتم برات اینجا شعرها و ترانه‌های بچگی‌های خودمو  بنویسم و بزرگ‌تر که شدی به شما هم یاد بدم عزیزم:) متن ترانه ها یک دو سه چهار پنچ شیش همه با هم پیش به سوی فردایی خوب و بهتر پیش. می‌خواند ما را بانگی دل‌نشین می‌گوید ما را غافل منشین یک دو سه چهار پنچ شیش پیش. 2 خورشید خندید صبح شده باز پاشو پاشو کودک ناز کی می‌رقصه حاجی فیروز کی می‌خنده عمو نوروز چله‌چله‌ها برمی‌گردن مژده می‌دن عید نوروز. 3 سوار اسب زردم می‌چرخم و می‌گردم چرخ و فلک تند می‌ره بالا و پایین می‌ره آخ داره می‌ره حالا پایین می‌رسه یواش به زمین اما به سوی ...
21 آبان 1392

برات بهترین‌ها رو می‌خواهم

                    گل مامان عکست و توی این قاب هاای رنگی رنگی و متفاوت برات گذاشتم تا بدونی زندگی همینه رنگارنگه و بسیار بسیار متفاوت . اما یک عکستو توی همه اون قاب ها برات گذاشتم که تو بدونی توی زندگی به این رنگارنگی فقط خودت باشی و خودت . منظورم اینه که همیشه خود خود سام باشی و زندگی و مراحلش عوضت نکنه پسرم . آدما گاهی وقتا پولدارن گاهی وقتی فقیر. گاهی وقتی تنها هستند و گاهی وقتی خیلی دورشون شلوغه ، گاهی وقتی همه چیزا  بر وقف مرادشونه و گاهی وقتی اون چیزایی که می‌خوان براشون پیش نمی‌یاد .زند...
20 آبان 1392

عشق مامان این روزها

این روزها گل پسرم    بلااا شدی   طلااا شدی   مثال قنچه‌هااا شدی   ببین ببین    چه‌هاااا شدی تازگی‌ها تا آهنگی رو میشنوی که ازش خوشت می‌یاد همه رو بلند می‌کنی که باهات برقصند تو خونه من و بابایی رو توی خونه مامان بزرگ بابابزرگت اونا رو و حتما هم تا آخرش می‌رقص رقصدم خیلللیی بانمکه می چرخی پا می‌کوبی دستاتو می‌چرخونی و خلاصه که منو کشتی با اون رقص قشنگت عزیزم مامان مریم یک اتوبوس بزرگ بهت دادن که خیلی دوستش داری و خلاصه که همش باهاش بازی می کنی. اتوبوسه در داره و دراش باز می‌شه . خلاصه که هر چی می‌تونی توش چیز میز می‌ذاری:))))...
19 آبان 1392

پاییزانه‌هایت

سلااام بر گل پسر قند عسلم. گل مامان این چند وقته خیلیی سختی کشیدی ،  درد دندونات خیلی ناراحتت کرده چون یک هو با هم دراومن. الان دیگه تمام دندونای گل پسرم غیر یکی دوتاش در اومده. مبارکت باشه عزیزم امیدوارم دندونای سلام و خوشگلت همینطوری بمونه  و  بتونی باهاشون چیزای خوشمزه بخوری. عزیزمی که اینقدر باهوشی و کارای خوب می کنی و همه چیزو خوب می‌فهمی عشقم. این چند وقته کلی مهمونی رفتیم و جاهای خوب رفتیم و بازی کردیم و دوستای خوب پیدا کردیم عزیزم. چهارشنبه 8 آبان ماه 1392 روز جشن دندونی امین جون پسر خاله مریم و عمو وحید بود و کلی به شما خوش گذشت رفتی و با بچه‌ها توی اتاق امین جون بازی کردین. البته بعد ساعت 10 دیگه کلا...
18 آبان 1392

دوم و سوم آبان 92

گل پسر قشنگم روز دوم آبان امسال عید قدیر بود و من و بابایی و شما رفتیم کوه - دربند و تا بند یخچال بالا رفتیم - پای کو (سر بند ) یک گروه کوهنوردی به مناسبت روز پاکسازی کوهستان بهمون کیسه دادن تا به پاکسازی کوهستان کمک کنیم و چون شما توی کوله مخصوص کوهنوردا بودین خیلی خوششون اومد و ازمون عکس گرفتن که توی سایتشون بذارن. البته ما نپرسیدیم که مال چه گروهی هستن اما اگه عکسمونو پیدا کنم برات می‌ذارم. خلاصه که اون روز رفتیم کافه باغچه پیش شاغلوم و کلی اونجا شیطنت کردی عسلم . شب هم رفیتیم خونه آقای آل احمد(آقا مرتضی و زهرا خانم) عید دیدنی چون سیدن اونجام کلی شیطونکی کردی و رقصیدی و دلربایی کردی . سوم آبان جمعه می‌شد بابایی رفت خونه مامان مر...
7 آبان 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مویا می باشد